کلید اتاق ۱۵۴ صحن جمهوری حرمرضوی، دستِ آقا بود
جز اهالی ادبیات، احتمالا کمتر کسی است که بداند، رهبر شهید انقلاب، علاوه بر همه حضور ادبی شان، پایه گذار یک انجمن ادبی هم بودهاند؛ انجمنی که هنوز هم پس از چندین دهه فعالیت، همچنان زنده است و حالا دیگر میراثی است که یادی از رهبر شهید انقلاب را هم با خود دارد. پیشینه این انجمن ادبی را به روایت استاد محمد نیک از شاعران پیشکسوت خراسانی بشنویم:
«اوایل دهه ۶۰ بود. یک شب، از شبهای ماه مبارک، رفته بودم حرم. بعد از زیارت، در مقبره مرحوم «جودی خراسانی» نشسته بودم. مقبره مرحوم جودی، در صحن نو، گوشه صحن است، تقریبا پشت قبر شیخ بهایی. آن موقع ها، آقای «موید»، سید جوانی بود؛ آقای «شفق» هم خیلی جوان بود؛ مرحوم «خسرو»، شاعر شناخته شدهای بود در حوزه شعر آیینی؛ مرحوم «سرویها» استاد پیشکسوت بود؛ معلم بازنشسته آموزش و پرورش، حاج آقای «اکبرزاده»، حاج آقای «ترابی» که بعدها پدر شهید هم شد و آقای «هاشم شکوهی». اینها آنجا بودند.
ما هفت هشت شاعری بودیم که آنجا سر قبر جودی جمع شده بودیم. یکی گفت شعر بخوانیم، به نظرم آقای سرویها بود یا آقای اکبرزاده؛ گفتیم بخوانیم. شروع کردیم به شعرخواندن. شعرخوانی که تمام شد، قرار گذاشتیم که هفته بعد، دوباره همین جا همدیگر را ببینیم. یکی دو هفته همان جا جمع شدیم و شعری خواندیم. یواش یواش، هر کس به دوست شاعرش خبر داد و جمع، جمعتر شد.
با اشاره رهبر شهید، آقای کمال آمد و با آمدن ایشان، «انجمن ادبی رضوی»، شکل دیگری پیدا کرد
«انجمن ادبی رضوی» آنجا سر قبر «جودی» درست شد. حاج آقای سرویها که با آستان قدس رضوی هم ارتباط داشت، تقاضا کرده بود که جایی را در اختیار شاعران قرار بدهند. جایی را به ما دادند که الان محل موزه قرآن است؛ جایی است که پله میخورد و بالا میرود.
همان موقعها در نوروز، خبر دادند که رهبر شهید انقلاب که آن موقع تازه رئیس جمهور شده بودند، در مشهد هستند و میخواهند دوستان شاعر را ببینند. شاید اولین سال ریاست جمهوری ایشان بود. ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در تمام محافل شعری شناخته شده مشهد حضور داشتند. ما در تالار تشریفات آستان قدس رضوی، همان تالار آینه، بالای دارالزهد خدمت رهبری رسیدیم.
آیت الله واعظ طبسی هم بودند. رهبر شهید بیشتر شعرای حاضر در جلسه را به اسم میشناختند. ایشان آنجا اشاره کردند که شعر بخوانید. شروع کردیم و هر کسی شعری خواند. بعد، ایشان از انجمنها پرسیدند. به ایشان توضیح دادیم که جلسهای را در حرم مطهر رضوی راه اندازی کردهایم و آنجا جمع میشویم.
ایشان پرسیدند: آقای «کمال» (مرحوم استاد احمد کمال پور) هم میآیند؟ گفتیم: نه و توضیح دادیم: جایی که داریم، کلی پله دارد و بالا آمدن از پلهها برای آقای کمال که پادرد دارند و عصا دستشان است، سخت است. ایشان نگاهی کردند به آقای طبسی. همان جا قائم مقام آقای طبسی گفت که ما از هفته آینده ماشینی از آستان قدس میفرستیم دنبال آقای کمال و یک جای مناسب همکف هم در اختیار شاعران قرار میدهیم. همان هم شد. با اشاره رهبر شهید، آقای کمال آمد و با آمدن ایشان، «انجمن ادبی رضوی»، شکل دیگری پیدا کرد.
جایی هم که آستان قدس رضوی در اختیار انجمن گذاشت، اتاق دلبازی بود در ضلع غربی صحن جمهوری اسلامی؛ اتاق ۱۵۴. جایی که اتاق ملاقاتهای مردمی قائم مقام آستان قدس رضوی بود آن سال ها. بیشتر از چهل سال انجمن شعر رضوی (انجمنی که با عنایت آقا شکل گرفت و رونق یافت) دوشنبهها از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در همین جا برگزار شد و اکنون پس از شروع نوسازی صحن جمهوری، اتاقی درباب الهادی (ع) به این انجمن تعلق گرفته است تا چراغش همچنان در جوار امام رئوف (ع) روشن بماند.
* این گزارش یکشنبه ۲۴اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۷۲۱ روزنامه شهرآرا صفحه آخر چاپ شده است.